بوی عشق

 

 

 

شب، همه دروازه‌هایش باز بود

آسمان چون پرنیان ناز بود

 

گرم، در رگ های‌ ما، روح شراب

همچو خون می‌گشت و در اعجاز بود

 

با نوازش‌های دلخواه نسیم

نغمه‌های ساز در پرواز بود

 

در همه ذرات عالم، بوی عشق

زندگی لبریز از آواز بود

 

بال در بال کبوترهای یاد

روح من در دوردست راز بود

 

                                                                         فریدون مشیری 

 

-------------------------------------------------------  

پ.ن.الف. عزیزان تشکر می کنم از صفای حضورتان و اینکه تنهایم نگذاشتید .. دوستتان دارم .

پ.ن .ب. شکوفایی گل لبخند , روی غنچه لبان قشنگتان را آرزومندم و به قول استاد مشیری عزیز :

 خنده را تا یاد دارم، شاد و شیرین و شکرریز است

چهره‌هایی هست اما این زمان

پیش چشم ما و پیرامون‌مان

خنده‌هاشان شوم و تلخ و نفرت‌انگیز است

 

خنده پیروزی یغماگران

سنگدل جمعی که می‌خندند خوش،

                    بر گریه‌های دیگران!

غافل‌اند اینان که چشم روزگار

با سرانجام چنین خوش خنده‌هایی آشناست

گریه‌هایی در پی این خنده‌هاست!

 

/ 151 نظر / 73 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رویای خیس

سلام زندگی را از درختان بیاموز..// شکست را پذیرفتند و دوباره جوانه می زنند .!//

شاهین

سلام دوست عزیز.خوشحالم که هستید[گل]

ماهرخ ( خاطرات آبي )

سلام سميراي عزيز . عزيزم چرا آدرس وبلاگ من رو تغيير ندادي ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ مگه كامنتهام به دستت نرسيدن ؟؟؟؟؟[تعجب] [گل]

رویای خیس

سلام *** هنگامی که شادمانی یا اندوهتان بزرگتر شود ///// دنیا کوچکتر می شود./////

mozhde

آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآپممممممممممم[قلب]

شاهین

[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]