نیاز

حکایت دوم ..

یکی بود .. یکی نبود ..

 

ناز بود .. نیاز نبود ..

 

ساز بود .. آواز نبود ..

 

بگذریم ..

 

حالی نبود !

 

گفته بودم بغض بود ..

 

این سه حرف را بس نبود ؟!

 

نالیدن ساز را کم نبود ؟!

 

آری ..

 

کجا بود آهوی یار ؟

 

زیر سایه ی درختی چو انار ..

 

 پشت دیوار بلندی چون چنار ؟

 

آه و ناله و هوار ..

 

روزی بر دل کوهی بلند ..

 

شاهدی گیسو کمند ..

 

آواز می خواند چه بلند !

 

ناله ی قصه ی ما ..

 

 ندا را که شنید .. 

 

رقص سپیده را که دید ..

 

زخمه های داغ ناله را برید ..

 

اندکی بعد ..

 

دل را عریان شد ..

 

نی را پای می ساز شد ..

 

دلباز شد ..

 

این بار ..

 

آوای دل را ساز شد ..

 

ساز را با صدا آواز شد ..

 

مهر را بر کینه پیر ..

 

رد شد از زمهریر ..

 

بی تاب شد ..

 

مرغان را بر بال روایت ..

 

 عشق را بر دل حکایت خانه شد ..

 

دل را افسانه ای پر راز شد ..

 

پرواز دل را ناز ..

 

بوسه ای را ..

 

 آتشین  ..

 

بر دل نیاز شد ..

 

 

 

 

پ.ن.الف. عشق حدیث دو نگاهه .. یه خیاله .. یه سرابه .. نمیدونم .. 

پ.ن.ب. با خیال زندگی کردن مثل خیار خوردن است ! بی خاصیت و سرگرم کننده .. دل چسب  و خنک کننده ..

پ.ن.پ.خدایا غم را نگه دار تا ارزش شادی ها برما حفظ شود ..

 

 

 

 

 

 

 

 

/ 43 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کامران

تو را آن دم که حسن روی و لطف جاودان دادند هزاران اختر ِتابان به شب در آسمان دادند دمی که شعر ناب ِسرو ِ بالای تومی خواندند رباعی را به خیام وغزل بر شاعران دادند

رها

سلام صاحب این وبلاگ زیبا. چقدر خوشحالم اومدم و وبلاگت رو دیدم. به وبلاگ با یک نویسنده با یک نام پر معنا. جدا لذت بردم . من شما رو لینک کردم . خوشحال می شم شما هم من رو لینک کنید.

ቝቝJÒÓJÒÓ ቝቝ

چند روز ديگه بهار مياد و همه‌چيز رو تازه مي‌كنه، سال رو، ماه رو، روزها رو، هوا رو، طبيعت رو، ولي فقط يك چيز كهنه ميشه كه به همه اون تاز‌گي مي‌ارزه، «دوستيمون»

علیرضا

سلام به دوست عزیزم بایک مطلب جدید آپم سعی کردم سنگ تموم بزارم. منتظر حضور گرم ونظرت خوبت هستم.[لبخند] فعلابای.....................[گل][بدرود]

نجفی

سال نو مبارک لبت خندون دلت شاد [گل]

خیـــــــال خــــــام

سلام دوست عزیز! سال نو رو بهتون تبریک میگم! سالی سرشار از سعادت و سلامت![گل] ممنونم از همراهی که نسبت بهم داشتین![گل]

هِرمان

با خیال زندگی کردن مثل خیار خوردن است ! [خنده] [قهقهه] پس بگو زندگی ما خیاره دیگه [نیشخند] هفت روستای عشقت زیباست . . . [گل]