مضراب عشق

 (( شهر .. شهر فرنگه .. هفت شهر عشق را بیا  تماشا کن ... ))

حکایت اول .. 

قصۀ جدا شدن .. 

بغض بی صدا شدن ..

آغاز شد ..

یکی بود یکی نبود ..

روزگاری ..

واژه ای پر ناز بود ..

به آهی ساز شد ..

از قضا ..

بر دل اشک ..

آواز شد ..

چندی بعد ..

بی صدا سازی شد ..

بر گلو مرحم..

 به دل عصیان  شد ..

 فریاد شد ..

آری ..

از همان جا بود ..

که درد نهاد شد ..

بی صدا ..

مضراب عشق را ..

ساز شد ..

قصه ی تنها شدن ..

اولش ..

گرمای عشق ..

آخرش ..

سرمای دل را ..

ناز  شد .. 

آواز دل را ..

بی صدا ..  

فریاد شد .. 


 

 

 

پ.ن.الف. الا یا ایها الساقی .. چی مانده از شراب باقی ؟!!

پ.ن.ب.نه با خنده شادیها جاودانه اند نه با گریه رنج ها ابدی ..

پ.ن.پ.خدایا هر کس بیادم هست بیادش باش .. کنارم نیست کنارش باش .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

/ 41 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
باران

که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها درسته اما گر همسفر عشق شدی مرد سفر باش هم منتظر حادثه هم فکر خطر باش...

فرشاد

از عدالت نبود دور گرش پرسد حال پادشاهی گه به همسایه گدایی دارد

baran

تمام مزرعه کافر صدایش می زدند... گل آفتابگردان کوچکی را که عاشق باران شده بود . . .!!! بــــــارانـــــــــ ...[گل]

آزاده

سلام وبلاگ جالبی دارین لینکتون کردم[گل]

کامران

اما خدای را حسرتِ چشمکی می سوزاندم طمع ِ کام خواهی ندارم که کمترینم و کم می خواهم هیچم اگر سهمی باشد از آسمان باران است و باران است و باران! که بغض ِهزار سالهء گلو بشکند و کویرِ دامن تر سازد که بوی کاهگلِِِِ بادگیرهایِ گلی به بوی باران خوش است

سایه آفتاب

این حدیث درد با من آشناست وای از دله گردان هوار از زایش شیطان که نام است او را انسان این حدیث از نا گفته ها پیداست چند سرودی ز جان اشک گوهر بارن داد از این انسان ... [گل][گل][گل][گل][گل][گل]

Aryan

اشعارت زیباست زیبا آهنگ وبلاگت ، فکر کردم دکلمه ی شکیبایی است در صدای اول اما فورا به اشتباهم پی بردم احساس میکنم شهیاد قنبری ست ؟

Aryan

درود - شهیاد :) سپاس

مرهم یه مرهم ساده

سلام وقت بخیر مرحم و مرهم هر دو تاشان می گنجد در ردیف نتهای مضراب عشق و عاشقی دست مریزاد عالی بود شاد و سالم و سلامت باشید

سالارنیا

بذار قبل از اینکه در این پست نظر بدم یه سوال بپرسم و یه مسئله رو هم مطرح کنم بانو اولا آیا نوشته ها از خودتونه یا نه؟ دوما قرار نیست که فقط من نوشته های شما رو بخونم , پس اگه من چشمامو به شما قرض میدم شما هم وقتتونو به من قرض بدید